بسم الله الرحمن الرحیم
انتشار سخنان بشار اسد، رئیسجمهور سوریه، در دیدار با ملك عبدالله پادشاه
عربستان، اعلام غیررسمی شكست اجلاس بیروت است. روزنامه لبنانی الاخبار
نوشت: بشار اسد به ملكعبدالله گفته است: درصورتی كه دادگاه بینالمللی
ترور رفیق حریری، حزب الله لبنان را محكوم كند، علاوه بر حزب الله، دولت
سوریه نیز با آن مخالفت خواهد كرد. اسد افزوده است: نقش این دادگاه یافتن
مسببان این ترور بود، درحالی كه حكم كنونی دادگاه ضربه به نیروهای مقاومت
حزب الله و كشورهایی است كه در اردوگاه حامیان آمریكا حضور ندارند. وی گفت:
"سوریه اجازه تضعیف نیروهای مقاومت حزب الله را نخواهد داد چرا كه این خط
قرمزی است كه نمیتوان از آن گذشت."
قبل از برگزاری اجلاس سه جانبه بیروت، مقامات آمریكائی به بشار اسد پیام
داده بودند به اظهارات ملك عبدالله با دقت گوش كند. این پیام، نشان میدهد
اولاً محتوای اجلاس بیروت برای آمریكا بسیار اهمیت دارد و ثانیاً آمریكا
درصدد وارد آوردن فشار بر كشورهای عربی از جمله سوریه برای تأمین اهداف
نامشروع رژیم صهیونیستی است.
این اجلاس سه جانبه، در چارچوب تحولات سالهای اخیر و بحرانهای گذشته
میتواند معنی و مفهوم خاصی داشته باشد و قاعدتاً از روند حوادث سالهای
اخیر لبنان و منطقه جدا شدنی نیست بدین ترتیب سئوال اصلی اینست كه سیر
تحولات منتهی به این اجلاس و روند مذاكرات این اجلاس در جهت تحقق چه اهدافی
بوده است؟
برای درك شرایط امروز لبنان لازم است چند نكته اساسی را در قلمرو تحولات
داخلی این كشور با در نظر گرفتن نقش عوامل پیرامونی با دقت مدنظر قرار
دهیم. لبنان از سال 1354 درگیر یك جنگ داخلی شد. در سال 1361 ارتش
صهیونیستی سه چهارم خاك لبنان را اشغال كرد و فالانژهای لبنان را به قدرت
رسانید. نیروهای مداخله گر چند ملیتی ارتشهای ناتو برای تثبیت اهداف و
برنامههای رژیم صهیونیستی در لبنان مستقر شدند ولی نتوانستند مأموریتهای
خود را به انجام برسانند و از لبنان گریختند. حزب الله لبنان به مبارزه با
اشغالگران پرداخت و ارتش صهیونیستی را وادار به خروج از لبنان كرد. در واقع
لبنان تنها كشور عرب محسوب میشود كه توانسته صهیونیستهای اشغالگر را به
خروج یكطرفه وادار كند و این از افتخارات همیشگی لبنان است كه به نام
مقاومت اسلامی به ثبت رسیده است.
رژیم صهیونیستی در سال 1386 طی جنگ 33 روزه امیدوار بود بتواند ریشه مقاومت
اسلامی را بسوزاند ولی آنچنان شكست خفت باری را متحمل شد كه هنوز پس از آن
حادثه كمر راست نكرده است. پس از این واقعه، جناح همدست صهیونیستها در
درون لبنان تلاش كرد با تحركات آشكار و نهان خود همان هدفی را كه رژیم
صهیونیستی قادر به تحقق آن نبود، تأمین كند اما هرچه بیشتر تلاش كرد، كمتر
نتیجه گرفت. اكنون لبنان به ثبات و امنیت و سیادت دست یافته كه آنرا باید
از ثمرات پایداری مقاومت اسلامی و همبستگی ملت لبنان و مقاومت ارزیابی
نمود. در واقع اجلاس بیروت دو راه بیشتر ندارد. یا در كنار مقاومت قرار
بگیرد و یا در كنار اشغالگران صهیونیست. تشكیل اجلاس سه جانبه در بیروت در
چنین شرایطی، معنی و مفهوم خاصی را بهمراه دارد و سئوال منطقی اینست كه آیا
این اجلاس با هدف تقویت امنیت و ثبات در لبنان تشكیل شده است یا آنكه
ماموریت دارد ناكامیهای مشترك آمریكا و اسرائیل در لبنان را جبران نماید و
دستاوردهای ملت بزرگ لبنان و مقاومت اسلامی را نابود كند. اهداف و
ماموریتهای اجلاس سه جانبه هرچه باشد، در یك نكته تردید نیست و آن اینكه
مقاومت كه پرچمدار عزت و سیادت لبنان است. اگرچه در پایان نشست سران سه
كشور عرب در بیروت، اطلاعاتی منتشر شده و مطالبی در قلمرو اطلاع رسانی
منعكس گردیده است. اما هنوز پاسخ روشنی برای این سئوال ارائه نشده است كه
مواضع اجلاس در قبال مقاومت اسلامی لبنان چیست؟ آیا هدف اجلاس جبران
شكستهای خفت بار رژیم صهیونیستی طی دو جنگ 33 روزه علیه لبنان و 22 روزه
علیه فلسطینیها و خارج ساختن این رژیم از انزوای زجر دهنده كنونی در منطقه
و جهان است؟ به راستی ملك عبدالله حامل چه پیامی برای سوریه و لبنان بوده
كه آمریكا رهبران دمشق و لبنان را به شنیدن آن تشویق كرده است؟ نكته مهمتر
آنكه چرا آمریكا قبل از رهبران دمشق از پیامی كه ملك عبدالله قرار است به
سوریه بدهد، آگاهند و آیا اساساً این پیام آمریكا و صهیونیستها برای سوریه
بوده است كه ملك عبدالله فقط "پیام رسان" این صحنه بوده است؟
آمریكا و صهیونیستها پس از شكست در جنگ 33 روزه سعی كردند از موقعیت ممتاز
تركیه در منطقه برای نزدیك ساختن مواضع سوریه و اسرائیل سوءاستفاده كنند و
زمینهای برای مذاكرات طرفین ایجاد نمایند اما دقیقاً در همان زمانی كه
سوریه درصدد بررسی اوضاع به منظور بازنگری در این زمینه بود، رژیم تل آویو
سرگرم تدارك جنگ 22 روزه علیه غزه بود و در واقع رایزنیها را با هدف
غافلگیری و فریب تمامی طرفها در منطقه آغاز كرد و ادامه داد و حتی تركیه را
نیز شوكه و غافلگیر ساخت. اظهارات بشار اسد نشان داد سعودیها نباید تصور
كنند با ورود به این صحنه، میتوانند تحول تازهای در موازنه سیاسی منطقه
به سود آمریكا و اشغالگران صهیونیست ایجاد كنند و احیاناً طرح سازش با
اشغالگران را مجدداً كلید بزنند. اگر ریاض درصدد تقویت زمینهها برای ثبات و
امنیت بیشتر برای لبنان و منطقه است، باید بداند هیچ راهكاری جز صحه
گذاشتن بر عملكرد مقاومت اسلامی و تلاش در راه حفظ دستاوردهای مقاومت در
لبنان وجود ندارد. اما اگر درصدد تكرار اشتباهات گذشته و همدستی آشكار و
نهان با رژیم تل آویو است، باید در انتظار تحمل شكست تازهای در همین مقوله
باشد.
اگر آمریكا، اتحادیه اروپا و صهیونیستها میتوانستند خودشان به انزوای زجر
دهنده كنونی رژیم صهیونیستی پایان دهند، قطعاً دست به دامان عربستان
نمیشدند و اگر كسانی هستند كه تصور میكنند از عربستان چنین معجزهای
ساخته است، از ناكامی مشترك غرب و صهیونیستها درسهای لازم را نیاموختهاند.
مقاومت اكنون سالهاست كه پرچمدار عزت و سربلندی و سیادت لبنان محسوب
میشود و همگان باید برای درك، پذیرش و تمكین به شرایط جدید منطقه،
استعدادهای خود را تماماً به كار بگیرند كه این، عین مصلحت دنیای اسلام و
دنیای عرب نیز هست.