حمید فراهانی راد/ شرق
احتمالا او خاصترین بازیكن چند سال اخیر فوتبال ایران است؛ چرا كه بدون
حضور در باشگاههای مطرح و پرطرفدار پایتخت، یكراست از تیمی مثل ابومسلم
مشهد، سر از بولتون و لیگی به اعتبار انگلستان درآورد! هنوز هم بازیهای
درخشانش در جامجهانی 2006 آلمان مقابل پرتغال و مكزیك در خاطر همه هست كه
چطور یك جوان 21 ساله آنچنان مقابل لوییس فیگو، دكو، كریس رونالدو و...
جنگید. او اولین بازیكن تاریخ ایران است كه در لیگ برتر انگلستان گلزنی
كرده. با آندرانیك تیموریان، بازیكنی كه در اوج جوانی به بزرگترین آرزوی
زندگیاش (حضور در جامجهانی) رسید، با كسی كه به قول خودش با تمام وجود از
نام و اعتبار ایران دفاع كرده، با فوتبالیستی كه میگوید در 10 سال اخیر
تفریحی جز تمرین و فوتبال و مهمتر از همه خواب نداشته، گفتوگویی انجام
دادیم.
از ابومسلم مشهد تا بولتون انگلیس!
فوتبالم را از تیم نوجوانان آرارات شروع كردم كه دو سال در خدمت این تیم
بودم، به مربیگری آقای ویگن زینلی. بعد از آن به تیمهای رده جوانان و امید
این باشگاه پیوستم، سپس به باشگاه استقلال رفتم و در ردههای جوانان و
امید این باشگاه نیز دو سال بازی كردم. از آنجا كه در این مقطع مشمول دوره
سربازی شدم، دو سال این دوره را در باشگاه عقاب تهران مشغول به خدمت شدم.
بعد از گذراندن این دوره، به تیم ابومسلم مشهد رفتم و بعد از دو سال حضور
در این باشگاه، به لیگ برتر انگلیس و باشگاه بولتون پیوستم.
اولین بازی ملی، اولین گل ملی
بعد از بازیهای خوبی كه در تیم فوتبال ابومسلم انجام دادم، به صلاحدید
كادر فنی تیمملی ب ایران، به سرپرستی دكتر بیژن ذوالفقارنسب به این تیم
دعوت شدم كه در اولین دوره بازیها در كشور عربستان، موفق شدیم رده سوم را
كسب كنیم و بعد از آن بود كه برانكو ایوانكوویچ من را برای شركت در اردوی
تیم ملی بزرگسالان دعوت كرد و این شانس را داشتم كه در سه، چهار بازی این
تیم بازی كنم و موفق شدم در اولین بازی رسمیام برای این تیم كه در
رقابتهای مقدماتی جام ملتهای آسیا بازی میكرد، اولین گل ملیام را برابر
تیم چین تایپه به ثمر برسانم و كمكم خودم را به عنوان بازیكن ثابت در
تركیب تیمملی جا بیندازم.
وقتی رویای جوانی 21 ساله به حقیقت پیوست
بیشتر موفقیتام را مدیون لطف و زحمات پدر، مادر، خواهر و برادران هستم،
چون طی زمانی كه تازه داشتم به سطح اول فوتبال در ایران میرسیدم، خیلی
حمایتم كردند تا یك جوان 21 ساله، بتواند در اوج جوانی، مسابقات بزرگی
همچون جامجهانی را در سال 2006 تجربه كند. تجربهای كه یكی از رویاهای
بزرگ زندگی آندو تیموریان بود كه در زندگیاش نقش بست و توانست مسیر زندگی
آندرانیك تیموریان را كه واقعا در زندگیاش هیچچیزی نداشت، عوض كند. خدا
را شكر وضعیت امروزم خیلی با گذشته تفاوت پیدا كرده و از لطفش ممنونم كه هر
آنچه در زندگیام میخواستم را جلوی پایم گذاشت تا با تلاش و پشتكار خودم
به آنها برسم و از زندگیام رضایت داشته باشم.
از نام و اعتبار ایران دفاع كردم
دو سال ابتدایی حضور من در انگلیس، در باشگاه بولتون گذشت. بعد از اتمام
قراردادم به تیم فولام پیوستم؛ باشگاه فولام در لندن قرار دارد، اما بولتون
در نزدیكی شهر منچستر واقع شده بود، به همین خاطر برای رفتوآمد به این
شهر، پنج ساعت رانندگی میكردم، البته مسافت این دو شهر با قطار حدود دو
ساعت طول میكشید. در اوج جوانی و زمانی كه فقط 22 سال داشتم، یكی از
بهترین فوتبالهای دنیا را تجربه كردم و واقعا دوره خوبی را تا 26 سالگی در
لیگ برتر انگلیس پشتسر گذاشتم. طی این سالها هم در لیگبرتر و جام حذفی
انگلیس بازی كردم و هم در جامی به اعتبار جام یوفا. همچنین اولین بازیكنی
از ایران بودم كه در لیگ برتر انگلیس موفق شد گلزنی كند. حتی چندباری هم
بهعنوان بهترین بازیكن زمین توسط كارشناسان انتخاب شدم. در هر صورت طی چند
سالی كه در لیگ برتر انگلیس حضور داشتم، سعی كردم با تمام وجود، از نام و
اعتبار ایران دفاع كنم.
آرزوی هر بازیكنی بازی در جزیره است
درباره امكانات و شرایط لیگ برتر انگلیس به خصوص تیمهایی كه در آنها بازی
كردم، باید بگویم هم فولام و هم بولتون هر كدام چهار، پنج تا زمین اختصاصی
برای تمرین داشتند؛ البته همیشه یكی از زمینها (زمین ورزشگاه آرهنا)
را باشگاه بیشتر از یك بار اجازه نمیداد در آن تمرین كنیم، چرا كه درست
شبیه چمن زمین مسابقهای بود كه قرار بود مثلا فردایش روی آن بازی كنیم.
این موضوع چندان بزرگی نیست، اما این اجازه را به بازیكن میدهد خودش را از
نظر روحی و روانی برای مسابقه آماده كند. از نظر دستگاههای فیزیوتراپی
باید بگویم بهترین امكانات را میتوانی در فوتبال انگلیس ببینی و بهترین
دكترهای ارتوپد و فیزیوتراپ باتجربه در این كشور حضور دارند. تیم ما، دو
دكتر باتجربه داشت كه هر دو فارغالتحصیل دانشگاه آكسفورد بودند كه واقعا
در كارشان استاد بودند. همچنین چهار، پنج تا ماساژور بسیار حرفهای هم
همیشه در كنار تیم حضور داشتند. از نظر تغذیه هم همیشه دكتر تغذیه سر تیم
حاضر بود و هفته به هفته منوی غذایی بازیكنان تغییر میكرد. از نظر سالن
بدنسازی نیز باید بگویم، از هر جهت امكانات فوقالعادهای داشت؛ در هر صورت
تمام شرایط برای یك بازیكن جوان مانند من مهیا بود برای اوج گرفتن و رسیدن
به سطح اول فوتبال اروپا. به نظرم شاید همین مسایل كوچك بوده كه باعث شده
فوتبال اروپا همچنان سطح استاندارد خود را حفظ و روز به روز پیشرفت كند.
همانطور كه خودتان میدانید، بزرگترین بازیكنان دنیا در لیگ برتر انگلیس
حضور دارند و شاید آرزوی هر بازیكنی باشد كه روزی در این لیگ بازی كند.
دوست داشتم خودم را با بهترینهای دنیا مقایسه كنم
بسیار آدم احساساتی هستم. مسلما هر بازیكنی وقتی پا به غربت میگذارد،
زندگی تا حدودی برایش سختتر میشود، اما بالاخره من زمانی كه به انگلیس
رفتم، فقط 22 سال داشتم و اروپا خیلی برایم جذاب بود و تازگی داشت. با وجود
تمام سختیهایی كه سرراهم بود، فقط بهخاطر پیشرفت در فوتبال و حضور در
كنار بازیكنان بزرگ لیگ برتر انگلیس بود كه دوست داشتم از نظر قدرت بدنی و
تكنیكی خودم را با آنها مقایسه كنم و محك بزنم. فكر میكنم عشق و علاقهام
به یادگیری بود كه باعث شد چهار سال و نیم در لیگ برتر دوام بیاورم، البته
هیچوقت نمیخواهم چیزی را پنهان كنم. بله قبول دارم طی دو سال آخر حضورم
در انگلیس، خیلی كمتر فرصت حضور در زمین را داشتم و میتوانستم به مراتب
بهتر باشم، اما خوشحالم كه وقتی شبها میخوابم، وجدانم راحت است و میدانم
با خصوصیات رفتاری و اخلاقی خودم، تا آنجا كه توانستم تلاش كردم، اما
متاسفانه درگیر مصدومیتی شدم كه باعث شد سه ، چهار ماهی از فوتبال دور باشم
و نتوانم آن جایگاهی كه استحقاقش را داشتم، تصاحب كنم؛ با تمام این
تفاسیر، الان خدا را شاكرم كه تن سالم و خانوادهای بسیار خوب دارم و همین
كه در خدمتشان هستم، برایم كفایت میكند.
تفریحات من در انگلیس
زمانی كه در دوران بدنسازی بودیم، ساعت 9 صبح به باشگاه میرفتم و تا پنج
بعدازظهر در اختیار مربیانم بودم، بعد از آن هم فرصت آنچنانی برای اوقات
فراغت و گشتوگذار نداشتم. به همین خاطر ترجیح میدادم به یك رستوران بروم
یا بیلیارد بازی كنم. شبها هم بیشتر سرم را با اینترنت گرم میكردم، ولی
زیاد اهل كتاب خواندن نیستم.
مجبور شدم به ایران برگردم
بعد از اینكه قراردادم با باشگاه فولام به پایان رسید، سرمربی بلكبرن كه قبلا سرمربی بولتون بود و از بازی من شناخت كاملی داشت، از من درخواست كرد در تست پزشكی این باشگاه
شركت كنم كه خدا را شكر در این تست قبول شدم، ولی از آنجا كه قانون حضور
بازیكن آسیایی در لیگ برتر انگلیس (چه پاركجیسونگ باشد چه هر بازیكن
دیگری) به این شرط است كه حتما آن بازیكن در 70 درصد بازیهای ملی كشورش
قبلا حضور داشته باشد. متاسفانه به دلیل همان مصدومیت سه، چهار ماههای
كه برایم به وجود آمده بود و نتوانسته بودم در بازیهای تیمملی حضور
داشته باشم و تعداد بازیهای ملیام را به حد نصاب برسانم، باوجودی كه
باشگاه بلكبرن حتی وكیل هم برای درست شدن كار من گرفته بود، در انگلیس به
من مجوز كار ندادند و مجبور شدم به كشور عزیزم ایران برگردم. زمانی كه به
ایران برگشتم، با وجود پیشنهادهای خوبی كه از باشگاههای پرسپولیس،
استقلال، ذوبآهن و سپاهان داشتم، برای اینكه میخواستم برای حفظ روحیهام
در تیمی كه طرفداران زیادی دارد بازی كنم، با باشگاه تراكتورسازی به توافق
رسیدم، چرا كه از هر نظر خواستههایم را برآورده كرد. از طرفی هم هر كدام
از باشگاههایی كه نام بردم، به دلایلی توافق با آنها میسر نشد و تا پایان
امسال در خدمت باشگاه تراكتورسازی هستم و منتظرم رقابتهای امسال به پایان
برسد تا با توجه به بودجه سال آینده تراكتورسازی و مربی و مدیرعامل این
باشگاه، بتوانم برای آینده فوتبالیام تصمیم بگیرم.
عصبیتر نشدهام
آنهایی كه با آندرانیك تیموریان كار كردهاند، از خصوصیات اخلاقی و رفتاری
من اطلاع دارند. اصلا این موضوع را كه میگویند، آندو نسبت به سالهای
گذشته عصبیتر در زمین بازی میكند قبول ندارم، چرا كه بالاخره فوتبال است و
همیشه در آن خطا، درگیری و... وجود دارد، حتی در اروپا بدتر از اینها هم
هست، اما این چیزها همیشه در فوتبال بوده و هیچموقع در ایران و حتی زمانی
كه در انگلیس بودم هم نه با مربی خاصی و نه بازیكنی درگیری و اختلاف
نداشتم.
اگر پیشنهاد خارجی داشته باشم
حدود چهار ماه با هیچ رسانهای مصاحبه نكرده بودم و همین چند روز پیش بود
كه در مصاحبه با یك روزنامه ورزشی اعلام كردم اگر تیم خارجی خواستار به
خدمت گرفتنم باشد و بدانم میتوانم از نظر فوتبالی به پیشرفت خودم و آن
باشگاه كمك كنم، حتما آن درخواست را قبول میكنم، چرا كه دوست دارم دوباره
لژیونر شوم.
وقتی شنیدم، سورپرایز شدم!
زمانی كه در لیگ برتر انگلیس مقابل منچستریونایتد بازی كردم، كارلوس كی
روش را در كنار آلكس فرگوسن دیدم، تیمی كه در تمام دنیا و انگلیس طرفداران
زیادی دارد و یكی از بزرگترین باشگاههای حال حاضر دنیاست. تا آنجا كه
اطلاع دارم تمام دستورات تاكتیكی این تیم زیرنظر كارلوس كی روش بوده و ایشان بازیكنان بزرگی همچون لوییس فیگو و ژائو پینتو
كه الان بازنشسته شدهاند را به فوتبال ملی پرتغال معرفی كرد و مربی و
آنالیزور بسیار مشهوری است. وقتی متوجه شدم ایشان با تیمملی ایران برای
قبول سرمربیگری به توافق رسیده، واقعا سورپرایز شدم و امیدوارم با حضور
ایشان در راس كادر فنی تیمملی، علاوه بر صعود به جام جهانی، فوتبال ایران
به جایگاه و شخصیت واقعیاش برسد.
سرژیك، الگوی فوتبالی من
زمانی كه سنام كمتر بود و بازی فوتبالیستها را نگاه میكردم، به هیچ
عنوان دین و مذهب آنها را مدنظر قرار نمیدادم و برایم فرقی نمیكرد فلان
بازیكن از چه آیینی پیروی میكند. به نظرم دین و مذهب هر كسی برای خودش
قابل احترام است. اگر بخواهم بازیكنی را به عنوان الگوی فوتبالیام معرفی
كنم، بیشك از برادرم (سرژیك تیموریان، بازیكن سابق باشگاههای استقلال
تهران و ماینز آلمان) نام میبرم كه واقعا بازیاش را دوست داشتم. ایشان
الان در شركتی كه راهاندازی كرده، مشغول كارخودش است.
آن برنامه 90 را ندیدم، خواب بودم!
فكر میكنم سالها بود، تیم تراكتورسازی موفق نشده بود استقلال را در
تهران شكست دهد، به همین خاطر اتفاق بزرگی در فوتبال این باشگاه رخ داد و
باعث شد یكسری دوستان از این شكست ناراحت شوند. در مورد درگیریام با
امیرحسین صادقی باید بگویم آنچنان حرف خاصی بین من و او در زمین ردوبدل
نشد، اما نمیدانم چرا او بعد از بازی چنین حرفهایی را زد! البته بنده
برنامه 90 را ندیدم و خواب بودم، اما وقتی صحبتهای ایشان را شنیدم، واقعا
تعجب كردم! در هر صورت زمانی كه در باشگاه استقلال تهران بازی میكردم، یك
دوره كوتاه با ایشان آشنایی پیدا كردم و در تیمملی هم همبازی بودیم، اما
اینكه ایشان دیگر من را نمیشناسند، از بزرگیشان است و از كوچكی بنده! به
هرحال دیگر دوست ندارم بیشتر این قضیه را كش بدهم و آرزو میكنم امیرحسین
صادقی در فوتبال به مدارج بالاتری برسد.